
روزی نیچه در شهر تورین ایتالیا از خانه بیرون میآید و میبیند که اسب درشکهچی حرکت نمیکند و درشکهچی مجبور میشود او را شلاق بزند اما باز هم اسب سر جایش ایستاده و تکان نمیخورد. نیچه به سمت اسب میدود، دستانش را دور گردن اسب میاندازد و زار زار گریه میکند. از آن روز به بعد او ده سال پایانی زندگیاش را در جنون به سر میبرد.فیلم روایتی تاریک از تلخی در زندگی اسب و صاحبش، توامان می باشد.
موسیقی متن اسب تورین

زیر پوست آفتابپرست، یک لایه از سلولهای خاص وجود دارد به نام ایریدوفور (iridophores). این سلولها حاوی کریستالهای نانویی کوچکی از جنس گوانین هستند. این کریستالها میتوانند نور را بازتاب دهند دقیقاً مثل منشور.
وقتی آفتابپرست تصمیم میگیرد رنگ عوض کند، فاصلهی بین این کریستالها را تغییر میدهد:
اگر فاصله کم شود، نور با طول موج کوتاهتر (مثل آبی و سبز) بازتاب میشود.
اگر فاصله زیاد شود، نور با طول موج بلندتر (مثل زرد، نارنجی یا قرمز) منعکس میشود.