
پژوهشگران "دانشگاه هوکایدو" (Hokkaido University) ژاپن در مطالعه اخیرشان موفق به توسعه یک دستگاه مبتنی بر کاغذ (Paper Device) شدهاند که به سرعت سطح لیتیوم خون را اندازهگیری میکند.
به گزارش ایسنا و به نقل از مدگجت، محققان ژاپنی یک دستگاه مراقبتی مبتنی بر کاغذ ایجاد کردهاند که میتواند سطح لیتیوم خون را اندازهگیری کند. این دستگاه میتواند به بیماران مبتلا به اختلال دو قطبی کمک کند تا میزان لیتیوم خون خود را ردیابی کنند.
لیتیوم کربنات برای درمان اختلال دوقطبی مورد استفاده قرار میگیرد، اما باید با دقت مصرف شود؛ زیرا دامنه غلظتی که در آن دارو از نظر درمانی فعال است، به دامنه سمی آن نزدیک است. این بدان معنی است که بیماران برای اطمینان از این موضوع که دوز زیادی از این دارو را مصرف نمیکنند، میبایست به طور منظم آزمایش خون انجام دهند.

در حال حاضر پزشکان برای انجام این آزمایش خون نیاز به نمونههای زیادی از خون هر فرد دارند و تجهیزاتی که برای انجام آزمایش به کار میروند نیز گران هستند و همه آزمایشگاهها نیز نمیتوانند این آزمایش را انجام دهند.
برای حل این مسئله، محققان ژاپنی یک دستگاه مبتنی بر کاغذ ارزان قیمت برای تشخیص لیتیوم خون ایجاد کردهاند که میتواند در مطب پزشک یا حتی در خانه توسط بیمار استفاده شود. دستگاه مذکور به چند قطره خون برای اندازهگیری لیتیوم خون نیاز دارد و از دو واحد تشکیل شده است. محققان با پوشاندن یک جوهر آبگریز بر روی کاغذ لکهدار پنبهای با خلوص بالا که دستگاه از آن ساخته شده است، سطحی را ایجاد کردند که به راحتی خون را جذب میکند و کار را برای کاربر راحتتر میکند. هنگامی که قطره خون به سطح اضافه میشود، فقط یک دقیقه طول میکشد تا دستگاه نتیجه را نشان دهد. از یک دوربین دیجیتال معمولی نیز میتوان برای تصویربرداری از تغییر رنگ خون استفاده کرد که سپس آن تصویر توسط پزشک مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد. محققان اظهار کردهاند که دقت این آزمایش دقیقا همانند انجام آزمایش مذکور در آزمایشگاههای مجهز است.

"مانابو توکشی" (Manabu Tokeshi)، محقق این مطالعه گفت: این وسیله یک روش جایگزین را برای نظارت منظم بر غلظت یون لیتیوم بیماران مبتلا به اختلال دو قطبی فراهم میکند. امیدواریم در آینده یک برنامه مناسب برای گوشیهای هوشمند نیز برای تجزیه و تحلیل تصویر خون تهیه کنیم تا خود بیماران بتوانند غلظت یون لیتیوم موجود در خون را بررسی کنند.

بر اساس گفته دکتر گرت فرِیزر، استاد دانشگاه شفیلد، انسانهای آینده به جای دندان، منقار خواهند داشت.به گفته او منقار قویتر و کاربردیتر بوده و بر خلاف دندانها پوسیده نشده و جدا نمیشود.

دبیرخانه ی شیمی کشوری اقدام به طراحی اپلیکیشن طرح واقعیت افزوده شیمی دهم کرده که لینک دانلودش رو واستون گذاشتم):

اینجا در واقع یک سقف است و جایی که من عکس را گرفتم سیاه بود. به سمت راست که پیش می رویم در قسمت پایین نقوش ، هفت انسان با سر حیوان وجود دارد. آنها «نِتِر »ها یا خدایان نامیده می شوند و هر کدامشان یک بیضی سرخ رنگ مایل به نارنجی بالای سر خود دارند که تحوت آن را «تخم دگرگونی » می نامد. نترها زمانی جمع می شوند که ما در آن زمان مرحلۀ خاصی از رستاخیز را، که یک تغییر سریع بیولوژیکی به شکل متفاوتی از حیات است، پشت سر می گذاریم. آنها هنگام قدم زدن در امتداد خط ، تمثالی از این تغییر در اختیار دارند، پس از آن ناگهان خط پایان می یابد و تغییری 90 درجه ای به سمت بالا وجود دارد، و آنها در جهت عمود بر مسیر اول خود راه می روند. این چرخش 90 درجه ای، بخش مهمی از این کار است. چرخش 90 درجه ای برای درک چگونگی حقیقت بخشیدن به رستاخیز یا عروج حائز اهمیت است. سطوح ابعاد بصورت 90 درجه ای از یکدیگر جدا شده اند، نُت های موسیقی بصورت 90 درجه ای از یکدیگر مجزا شده اند و چاکراها بصورت 90 درجه ای از هم تفکیک شده اند... بارها و بارها این 90 درجه تکرار می شود. در واقع، ما برای اینکه به بُعد چهارم (یا اصلاً هر بُعد دیگری) وارد شویم، باید چرخشی 90 درجه ای داشته باشیم. این دقیقاً همان کاری است که یوفوها می کنند، هنگامی که می بینید آنها با سرعت در آسمان حرکت می کنند، البته اگر یکی از آنها را دیده باشید. آنها با سرعتی باورنکردنی حرکت می کنند، سپس گردشی 90 درجه ای انجام می دهند و ناپدید می شوند. کسانی که سوار آن سفینه ها می شوند، مانند ما که سوار بر هواپیما مسافرت می کنیم، در فضا حرکت نمی کنند. سرنشینان سفینۀ فضایی بطور خودآگاه از لحاظ روانی به خودِ وسیلۀ نقلیه متصل شده اند و هنگامی که آنها آماده می شوند تا به دنیای دیگری بروند، اقدام به مراقبه می کنند تا تمام جنبه های خودشان را به یگانگی متصل کنند. سپس تغییر جهتی 90 درجه ای یا دو تغییر جهت 45 درجه ای را به یکباره در ذهن خود ایجاد می کنند، در واقع کل سفینه را به همراه سرنشینانش به بُعد دیگری می برند.
بنا به دلایلی نظیر مورد فوق، معتقدم که 23/7 سانتیمتر، طول موج جهان ما، یعنی همین بُعد سوم است. هر چه به سطوح بالای ابعاد بروید، طول موج کوتاه و کوتاه تر می شود، اما انرژی موج بیشتر و بیشتر می شود. هر چه به سطوح پایین ابعاد بروید، طول موج بلند و بلندتر می شود، اما انرژی موج کم و کمتر، چگال و چگال تر می شود. درست مانند یک پیانو، فضایی میان نُت ها وجود دارد، به طوری که وقتی شما نُتی را می نوازید، جای کاملاً مشخصی برای نُت بعدی وجود دارد. در این عالم شکل موجی که ما در آن هستیم، جایی کاملاً مشخص وجود دارد که در آن بُعد بعدی موجود است. آن بُعد طول موج خاصی فراخور این بُعد دارد. اکثر فرهنگ های موجود در کائنات این درک اساسی را در خصوص کائنات دارند و می دانند که چگونه باید بین ابعاد جابجا شوند. ما همگی این درک اساسی را از یاد برده ایم. به امید خدا، دوباره آن را به یاد خواهیم آورد.
راز باستانی گل حیات
درونوالو ملیشیزدک
ترجمه محمد حسین لشکری

احتمالاً شنیده اید که مردم دربارۀ 144 بُعد و چگونگی ارتباط عدد 144 با سایر موضوعات معنوی صحبت می کنند. این امر به این دلیل است که در یک اکتاو، دوازده نُت وجود دارد و بین هر نُت هم دوازده فراز نواخت و با این حساب (144=12×12) 144 بُعد بین هر اکتاو وجود دارد. صریحتر بگوییم، 12 بُعد اصلی و 132 بُعد فرعی در کنار هر اکتاو وجود دارد (گرچه در حقیقت تصاعد تا ابد وجود دارد). نُت سیزدهم تکرار می شود سپس اکتاو دیگری در بالای آن اکتاو قبلی قرار می گیرد. یک اکتاو زیر این اکتاو و اکتاوی در بالای آن وجود دارد و این قضیه از لحاظ تئوری برای همیشه امتداد پیدا می کند. بنابراین مانند این جهان بزرگ و نامتناهی به نظر می رسد (که این صرفاً یک توهم است)، بی نهایت راه هم برای بیان یک واقعیت وجود دارد و تجربۀ هر بُعد با بُعد دیگر، کاملاً متفاوت است.اکثر مطالب این کتاب در این خصوص است... به ما یاد آوری می کند که در اینجا بر روی زمین هستیم و در بُعد سوم روی سیاره ای نشسته ایم که درست همین حالا، در حال تبدیل شدن به بُعد چهارم و فراتر از آن است. مولفۀ بُعد سوم این سیاره پس از مدتی دیگر برای ما وجود نخواهد داشت، ما تنها برای مدتی کوتاه از این بُعد آگاهی خواهیم داشت. ابتدا به فراز نواخت های مشخصی از بُعد چهارم می رویم. اکثر کسانی که در ابعاد بالاتر هستند و بر این جریان نظارت می کنند و به این روند کمک می کنند، اکنون معتقدند که ما می خواهیم حرکتمان را به سمت ابعاد بالاتر با سرعت بسیاری ادامه دهیم.
مابین هر عالم نُتِ کامل و مابین هر فضای فرعی یا عالم فراز نواخت، هیچ چیزی وجود ندارد، مطلقاً هیچ چیز. هر یک از این فضاها، پوچی نامیده می شوند. این پوچی یا خلاء مابین هر بُعد به مصری «دُوات » یا به تبتی «باردو » خوانده می شود. هر بار که شما از یک بُعد یا فرازنواخت به یک بُعد یا فراز نواخت بعدی می روید، شما از یک پوچی یا سیاهی عبور می کنید که مابین آنها است. اما برخی از پوچی ها «سیاه تر» از پوچی های دیگر هستند و سیاه ترین آنها مابین اکتاوها موجودند. آنها از پوچی های موجود درون یک اکتاو، قدرتمندترند. توجه داشته باشید که ما از کلماتی استفاده می کنیم که نمی توانند این مفهوم را بطور کامل تشریح کنند. این پوچی که مابین اکتاوها موجود است را می توان «پوچی بزرگ» یا «دیوار » نامید. این پوچی ها مانند دیواری هستند که شما باید از آن عبور کنید تا به یک اکتاو بالاتر برسید. خداوند به شکلی خاص و بنا به دلایلی خاص که به زودی مشخص خواهد شد، این پوچی ها را در آنجا قرار داده است. همگی این ابعاد بر یکدیگر منطبق شده اند و هر نقطه در فضا/زمان شامل همگی این ابعاد است. در هر جایی، درگاه ورود به هر یک از این ابعاد وجود دارد. این امر، کار را آسان می کند، لازم نیست که شما به دنبال آن درگاه باشید، تنها باید بدانید که چگونه به آن دسترسی پیدا کنید. گرچه در هندسۀ واقعیت ما، در اینجا بر روی زمین، مکانهای مقدس بخصوصی وجود دارد که در آنها، آسانتر می توان از ابعاد و فراز نواخت های گوناگون آگاه شد – اماکن مقدسی که نقاط تلاقی خطوط اتصال زمین و آسمان هستند (دربارۀ آنها هم بعداً صحبت خواهیم کرد) – همچنین مکانهای ویژه ای در فضا وجود دارند که به هندسۀ فضا مرتبط هستند. گاهی اوقات کاشفان از این اماکن به عنوان «دروازۀ ستارگان » یاد کرده اند، یعنی شکاف هایی به سایر سطوح ابعاد، که از طریق آنها می توان به سادگی به سایر ابعاد رسید. اما در حقیقت، شما برای رفتن به هرجایی، می توانید در هر جایی باشید. اگر ابعاد را به درستی درک کنید و البته قادر به درک عشق الهی باشید، واقعاً فرقی نمی کند که شما کجا قرار داشته باشید.
راز باستانی گل حیات
درونوالو ملیشیزدک
ترجمه محمد حسین لشکری

در سطح آگاهی اول شخصی که عملی اشتباه را انجام می دهد؛ اصرار دارد که عمل او درست بوده و دیگران را محکوم می کند. این شخص به خاطر اعتقاد عمیق برای انجام عمل اشتباه خود از انجام هیچ کاری پروا نداشته و دست به انجام هر کاری می زند تا عملش را به کرسی نشاند.
در دومین سطح آگاهی شخص پس از انجام عمل اشتباه خود، پی به اشتباه خود برده و از درون احساس پشیمانی می کند ولی این پشیمانی را بروز نمی دهد.
در سومین سطح آگاهی شخصی در حین انجام عمل اشتباه خود، پی به اشتباه خود برده و دیگر آن را ادامه نمی دهد. شخص قادر به کنترل احساسات و افکار خود می باشد.
در چهارمین سطح آگاهی شخص قبل از انجام عملی اشتباه متوجه آن عمل شده و آن را انجام نمی دهد.
در پنجمین سطح آگاهی شخص خود عمل اشتباهی انجام نمی دهد ولی اعمال اشتباه دیگران موجب آزار و خشم او می شوند.
در سطح ششم شخص خود عمل اشتباهی انجام نمی دهد و با دیدن اعمال اشتباه دیگران متاثر نمی شود.
در سطح آگاهی هفتم شخص عمل اشتباهی انجام نمی دهد و با دیدن اعمال اشتباه دیگران احساس ترحم و دلسوزی نسبت به آنها می کند.
در سطح آگاهی هشتم. شخص عمل اشتباهی انجام نمی دهد و در دیگران نیز عملی اشتباه نمی بیند. سطح آگاهی هشتم همان عشق است. در این سطح فرد می داند که هر کس دقیقا در جایی است که باید باشد یعنی در سطح آگاهی خود عمل می نماید و از این طریق موجب رشد و تجربه ی دیگر ارواح و خود می گردد.