
بر طبق #مکانیک_کوانتوم، هر زمان که شما بین دو مسئله سردرگم میشوید و تصمیم میگیرید که یکی از آن دو مسئله را انتخاب کنید، جهان به #دو_قسمت تقسیم میشود، بطوریکه در یک جهان شما راه اول، و در جهان دیگر راه دوم را انتخاب کرده و در هر یک از این #جهانهای_موازی پیامدهای خودشان را میبینید.

این مثل بازی رایانه ای می مونه که عملکرد شما، پایان بندی خاصی رو براتون شخصی سازی می کنه. برای نمونه بازی زیر دارای ۱۰۰ پایان بندی هستش! پایانبندی به دیدگاه شخصیتها نسبت به شما بستگی دارد و این که چه شخصیتهایی از اتفاقات کلیدی که رقم میخورند یا بعضا رقم نمیخورند، دور هم جمع میشوند.


طبق تئوری #جهانهای_موازی، جهانهایی وجود دارند که در آن دایناسورها هنوز منقرض نشدهاند، آلمان در جنگ جهانی دوم پیروز شده و شما در یک کشور دیگری متولد شدهاید. این جهانها مدام با یکدیگر #برهمکنش داده و شما در هرکدام از آنها سرنوشت دیگری دارید، که #هماکنون درحال وقوع است!

تا به دنبال ژپتوهای پیرامونت نباشی...
تا پای به شهر شکلاتی نگذاری...
تا تبدیل به الاغی کنجکاو نشوی...
تا بی گدار به دریای طوفانی نزنی...
تا به شکم نهنگ وارد نشوی...
و تا بینی ات را با فریب پروار نمایی
فکر و اندیشه ات
تا ابد چوبین باقی خواهند ماند.

اینجا مریخ است و این تصویر با کیفیت توسط مدارگرد مارس اکسپرس از یک دهانه مملو از آبِ یخ زده گرفته شده است. این دهانه با قطر ۸۱ کیلومتر و عمق ۲ کیلومتر، در سرزمینهای پستِ شمالِ مریخ، و درست نزدیک قطبِ آن واقع شده است.

این یخ در تمام فصول مریخ به دلیل پدیده چگالش باقی میماند. درحقیقت وقتی ملکولهای اتمسفر سیاره از بالای این دهانه عبور میکنند، در اثر برخورد با یخ متراکم شده و به سمت پایین حرکت میکنند، بنابر این یخ هوای اطراف خود را سردتر از آن میکند که هوای مجاور بتواند آنرا گرم و ذوب کند.
بنابر این یخ همیشه با یک کلاهک از هوای سرد پوشیده شده، و هیچگاه ذوب نمیشود.

آیا استنلی کوبریک قصد داشت بگوید که میمون هایی که سر از چیستی مونولیت در نمی آورند ما هستیم؟




این رد چرخ های کاوشگر کنجکاوی روی مریخ است،چرخ های این کاوشگر هر دور که می چرخند یک بار مارک JPL ناسا را به صورت کد های مورس روی خاک مریخ حک میکنند!

یک بار دیگر به دقت به این نقطهٔ ی کوچک نگاه کنید، این جا همان جایی است که تصور میکنیم تنها نقطهای در جهان است که پذیرای زندگی و حیات شده است.
هر شب نقطهٔ سرخی در آسمان ما میدرخشد، و همه مردم جهان آن را مریخ می نامند.
یک نقطهٔ آبی هم در آسمان مریخ میدرخشد و تنها یک کاوشکر به نام کنجکاوی آنجاست که آن را غریبانه زمین مینامد.

موضوع زمانی جالب تر خواهد شد که اگر ۵۲۰ میلیون سال نوری از زمین دور شویم یک شبکهٔ باورنکردنی از ۱۰۰ هزار کهکشان را مشاهده میکنیم که مانند رشتههای عصبی درهم تنیده شدهاند.
این جا ابرخوشه لانیاکیا یا در زبان هاوایی آسمانِ بیکران است و آن نقطه قرمزِ کوچک، کهکشان راه شیری و منزلگاه بیش از ۲۰۰ میلیارد ستاره است!
هر نقطهٔ سفید در این تصویر نه یک ستاره، بلکه یک کهکشان است و زمین ما تنها یک سیارهٔ ناچیز در بین تریلیونها سیاره در آن نقطهٔ قرمز رنگ است.
براستی ما در این هستی بیکران چه جایگاهی داریم؟
تقریبا تمام واژه هایی را که احساس شناختنشان را داریم، در چنین فضایی رنگ می بازند.
تنها نجوای وهم آلوده ی سایه های سرزمین تاریکیست که خواب زمینی ما را بر خواهد آشفت.
بنابر پژوهش های علمی انسان از حدود 200000 سال پیش در زمین ظاهر شد. اما تاریخ ما تنها 6000 سال را بخاطر می آورد . این یعنی 90% تاریخ ناپدید شده است. به باور برخی انسان قبل از 5000 سال هیچ دانش و فن و چیزی برای ارائه کردن نداشته که در تاریخ ثبت شود اما شواهدی خلاف این باور وجود دارد. در سال 1936 یک زوج آمریکایی در نزدیکی آبشاری تکه سنگی عجیب یافتند وقتی آنرا شکستند در داخلش یک کلنگ یافتند وقتی باستان شناسان قدمت سنگ را بررسی کردند متوجه شدند که 400 میلیون ساله است و کلنگ موجود در آن 100 میلیون سال قدیمی تر یعنی 500 میلیون سال قدمت دارد. دسته کلنگ در اثر گذر زمان تبدیل به ذغال سنگ شده بود. کلنگ از 96% آهن ساخته شده بود و این نشان می داد که آن بهیچ وجه نمی تواند بشکل طبیعی بوجود آمده باشد زیرا خالص تر از ان چیزی بود که طبیعت می توانست بوجود آورد و این نشان می داد که آهن با شیوه نسبتا مدرنی ذوب شده است. این تازه یک نمونه از کشفیات در این زمینه است صدها مورد دیگر نیز وجود دارد که خلاف باور رایج در مورد گذشته انسان را ثابت می کند. تاریخ ما واقعا ناپدید شده و هیچ اثری از آن نیست ،عجیب نیست ؟